روزی که ارتش بعثی با تمام قوا به خرمشهر حمله کرد اولین کسانی که جلوی ارتش تا به دندان مسلح صدام ایستادند شهید جهان آرا و همرزمانش نبودند، بلکه تفنگداران نیروی دریایی ارتش بودند.
عیب ما همینجاست که فکر می کنیم جبهه و دفاع مقدس فقط مخصوص بسیجی ها و سپاهی ها بوده (هرچند که نمیشه از رشادت هاشون چشم پوشی کرد) و کمتر از رشادت های نیروهای ارتش حرف می زنیم.
فرماندهان نیروی دریایی ارتش با اینکه می دونستند سقوط خرمشهر حتمی هست به دو گروه تقسیم شدند تا یک گروه ورود دشمن روبه تاخیر بندازه و گروه دوم مردم رو از شهر دور کنه.

بعد که عملیات تخلیهء مردم شهر تمام شد، هر دو دسته تفنگدارهای نیروی دریایی ارتش یکی شدن و در مقابل عراقی ها دفاع جانانه ای کردن. تا اونجایی که همه اون ها شهید شدند و امروز کسی ازشون یاد نمی کنه.
همین نیروی دریایی ارتش بود که با رشادت های خودش تونست در همون روزهای ابتدایی دفاع مقدس بیش از 80 درصد ناوگان دریایی عراق رو نابود کنه تا جایی که عراق تا پایان جنگ نتونست نیروی دریایی خودش رو سامان بده.
ناخدای انقلاب : این تسلط دریایی، این حضور راهبردی برای نیروهای دریایی و ناوگانهای دریایی ما، پیام آور عزت و بیداری ملتهاست.
پ,ن : نیروی دریایی چون نگینی درخشنده بر عرشه ی کشتی افتخار و صلابت است.
بعضی ها برای اینکه یه پولی بدست بیارن باهم تبانی می کنن و یکیشون با ماشین میزنه به اون یکی تا به این وسیله دیه بگیرن و اون دیه رو باهم شریک بشن و اینجوری به منفعتی برسن.
اینکارو یه زمانی آمریکا علیه افغانستان انجام داد و با راه اندازی گروهک طالبان و حمایت از اون، طی تبانی کاری کرد که طالبان به برج های دوقلوی آمریکا حمله کنه و این شد بهانه ای برای حمله نظامی به افغانستان.

حالا هم که اوضاع عراق و سوریه بخاطر حضور داعش بهم ریخته، نگاه همه دنیا رو به اون سمت جلب کرده تا هر کشوری از منافع خودش به نحو احسنت بهره ببره و سرش بی کلاه نمونه.
بعد از حضور ایران و روسیه در منطقه و کاهش شدید قدرت داعش و پیروزی های یکی پس از دیگری برای نیروهای ضد داعش، راه اندازان این گروهک تروریستی مثل اروپا و آمریکا حسابی منافع خودشونرو در خطر دیدن.
بعد از اینکه نقشه ائتلاف آمریکایی اروپایی برای کمک به داعش نگرفت و از اونطرف شاهد حملات موفق روسیه به مواضع داعش بودن، تصمیم گرفتن تا نیروهای پیاده خودشون رو در این دو کشور به حمایت از داعش اعزام کنند که اینکار نیاز به یک بهانه داشت.
و داعش با انجام حمله تروریستی در فرانسه به خوبی پاس گل اون هارو تبدیل به گل کرد و بهانه حمله نظامی به عراق و سوریه رو فراهم آورد و به احتمال قوی به زودی شاهد حمله نظامی اروپا به عراق و سوریه خواهیم بود...
ه گزارش خبرنگار BBC از ایران در پی پخش برنامه پایتخت به زبان مازندرانی سراسر این استان شاهد اعتراض های شدید مردم بوده و دستگاه قضایی ایران تمامی عوامل این برنامه از جمله باباپنجعلی را به اعدام محکوم کرد.
همچنین مردم لرستان در پی طنزپردازی حمید ماهی صفت به زبان لری به خیابان ها ریخته اند و با به آتش کشیدن اماکن عمومی اعتراض خود را به گوش مسئولین رسانده اند و به نقل از یک منبع آگاه حکم حبس ابد برای حمید ماهی صفت صادر شده است.
ازینرو مسئولین جمهوری اسلامی تمام عوامل برنامه هایی که به زبان های محلی طنز ساخته می شوند را از یک دست اعدام کرده اند تا از بروز اعتراض ها در استان های مختلف جلوگیری بعمل آورند.
طی اطلاعیه ای که صدا و سیمای جمهوری اسلامی اعلام کرد از این پس هیچ برنامه ی طنزی حق ندارد حتی به زبان فارسی پخش شود تا بدینوسیله مانع بروز اعتراض های احتمالی از سوی فارسی زبانان شوند.
یه برنامه طنزی برای کودک و نوجوان ساخته شده که تونسته خیلی مخاطب جذب کنه و جالب اینجاست که یکی از عوامل اون هم آذری زبانه و طی یکی از سکانس ها بدون هیچ منظوری به زبان آذری صحبت کردن و با آتیش بیاری BBC آذری زبان های عزیز حسابی ناراحت شدن.
خب اگه این برنامه به زبان فارسی پخش می شد یعنی همه فارسی زبان ها باید می ریختن بیرون و اعتراض می کردن؟ یا مثلاً برنامه ای مثل پایتخت که این همه شوخی مازندرانی داره لابد تا الان باید توی مازندران بر اثر اعتراض ها چندتا کشته میداد.
از مردم آذری زبان عزیز توقع میره هوشیارتر باشند چراکه دشمن دنبال همین جرقه های کوچیکه تا اختلاف افکنی های قومیتی رو راه بندازه و بین مردم ایران چند دستگی بوجود بیاره. من خودم ترک هستم و این سکانس به ترکی پخش شد هیچ اعتراضی نکردم و ندارم چون میدونم هدف عموفیتیله ای ها اصلاً مسخره کردن قومیتی نبوده.
یادمون نره این عموفیتیله ای ها همون هایی هستن که به دیدن بچه های بی سرپرست و بیمار می رفتن و اوناروخوشحال می کردن. پس چنین افرادی نمیتونن روحیه مسخره کردن کسی رو داشته باشن.
پ,ن1: از مردم خوب آذری درخواست دارم بیایم با حمایت از هموطنان فیتیله ای اجازه نفوذ رسانه ای BBC رو به باورهامون ندیم. مردم آذری زبان دوستون دارم.
پ,ن2: ایکاش دربرابر بی غیرت کردن و فاسد کردن مردممون توسط برنامه های ماهواره ای اینجوری اعتراض کنیم.
بی ربط نوشت: برخی از سیاسیون آذری زبان به نظرخودتون خوبه که بخاطر رأی آوردن مجلس آتیش بیار معرکه باشین؟؟؟
سردار مرتضی قربانی، رئیس موزه دفاع مقدس: پاسداران ما در سنگرهای زیرزمینی خود آماده هستند تاصفحههای موشکها را کنار بزنند و موشکها را روی زمین بیاورند و با فرمان مقام معظم رهبری تمام پادگانها و فرودگاههای عربستان را یکشبه با خاک یکسان کنند.
عبدالسلام بن صالح هروی از حضرت رضا علیه السلام نقل می کند:
وقتی حضرت قائم عج قیام می کند نخست از بنی شیبه (کلید داران و متولیان و پرده داران کعبه) انتقام می گیرند و دستهایشان را قطع می کنند که آنها دزدان خانه خدا هستند.
قال یبدا ببنی شیبه و یقطع ایدیهم لانهم سراق بیت الله عزوجل
علل الشرایع شیخ صدوق. باب 164
بعد از نماز مغرب به دلم افتاد که برم هیئت و یه دل سیر برا امام حسین (ع) اشک بریزم و سینه بزنم و عزاداری کنم، برای همین راهی هیئت شدم و از خونه زدم بیرون.
از دور صدای بلندگوی یکی از هیئت ها منو به سمت خودش کشوند اما وقتی رسیدم با صدای عجیب و غریبی روبرو شدم و انگار مداح صداشت از پلایر ماشین پخش می شد هی میگفت اشیتن اشیتن اشتین اشتین!!! به یکی از افرادی که اونجا بود پرسیدم ببخشید ایشون دارن چی میگن؟ گفت داره میگه حسین حسین حسین حسین!!!باخودم گفتم اینجا نمیشه به امام حسین (ع) رسید و رفتم.
به هیئت بعدی که رسیدم رفتم تو اما نمیدونم چرا مداحشون سکسکه گرفته بود و هی می گفت حسین عق عق عق حسین عق عق عق!!! و ملتم داشتن به قصد کش خودشون رو میزدن. به بغل دستیم گفتم یعنی یکی نیستبه این بنده خدا آب بده تاسکسکش بند بیاد؟ گفتش که این یکی از شیوه های مداحیه! دیدم اینجا هم نمیشه بهامام حسین (ع) رسید و پاشدم رفتم بیرون.
یه مقدار جلو تر یه هیئت دیگه رو دیدم که مداحش خیلی خوب می خوند و با ذوق اینکه یه جای مناسب پیدا کردم رفتم داخل. اما چشتون روز بد نبینه. دیدم همه لخت شدن و به حالت رقص دارن سینه می زنن. یه نگاه به در و دیوار کردم و دیدم سیاه پوشه، خوب گوش دادم دیدم طرفم داره مداحی می کنه، موندم پس چرا اینا دارن میرقصن و سینه می زنن؟ باخودم گفتم اینجاهم نمیشه به امام حسین (ع) نزدیک شد و رفتم.

عکس هیئت تزئینی
بعدازظهر عاشورا بود که متوجه شدم عکس راه رفتن یک عزادار ایرانی روی زغال بشدت در شبکه های اجتماعی به منظور ترویج این بدعت جدید دست به دست میشه.
بدعت های که هرساله در ایام محرم توسط آخوند انگلیسی سیدصادق شیرازی ملعون با پول دولت بریتانیا رواج پیدا می کنه و جدیداً شدت بیشتری به خود گرفته.
برای مشاهده اندازه اصلی بر روی عکس کلیک کنید
با یه تحقیق کوچیک در اینترنت متوجه شدم این بدعت های جدید در عزاداری بشدت شبیه به فستیوال سالانه گیاه خواران تایلنده که هر ساله در شهر "پوکت" تایلند توسط بعضی از معابد برگزار میشه یا راه رفتن روی زغال که توسط هندوها برگزار میشه.
اما به نظر شما با این بدعت ها میشه اهداف قیام عاشورا رو زنده نگه داشت؟ یا هدف این وهن ها در مذهب ما از بین بردن اهداف قیام امام حسین (ع) و یاران با وفای ایشونه؟
ادامه مطلب را حتما ببینید
سلام به همه
یه زمانی یه عده دانشجو از دیوار یه جایی بالا رفتن که داشت علیه این انقلاب جاسوسی می کرد تا زمینههای براندازی اون رو مهیا کنه.
اسمش شد لانه جاسوسی و اون حرکت ارزشی هم به نام دانشجویان پیرو خط امام ثبت شد والان اونجا شدهسازمان بسیج دانشجویی کشور.
سؤال اینه که چرا اون زمان دانشجوها از دیوارهای لانه جاسوسی بالا رفتن؟ برای اینکه فقط از یه دیوار بالا برن؟ یا برای بیرون کردن دشمن؟
آیا تنها با بالا رفتن از یه دیوار و تسخیر لانه جاسوسی و جایگزین کردن سفارت آمریکا با بسیج دانشجویی باعث شد که آمریکاییها و فکر آمریکایی از کشور بیرون بره؟
جواب خیر هست. این جواب رو میشه از صحبتهای حضرت آقا بهخوبی درک کرد. مهمترین صحبت ایشون در این روزها نفوذه...

خب به نظر شما دشمن میاد میگه سلام من دشمنم میخوام بیام نفوذ کنم بین شماها!!؟؟ نه عزیز دل اون با چهره من و تو نفوذ می کنه.
مثال ساده بزنم؛ الآن نزدیک دوساله چندین نفر از نیروها ارزشی و نخبه انقلابی استان گلستان بخاطر نفوذ یک زیرآب زن در یک سازمان ارزشی، بهنوعی از هسته فعالیتهای انقلابی دور شدن.
اسم همین میشه نفوذ؛ وگرنه شماها برای بنده فقط یک مثال بیارین کدوم شهید ما زیرآب زن بوده؟ کدوم شهید علیه یک نیروی ارزشی چندین نامه دروغ و کذب میزد تا تخریبش کنه؟ مگه این بابایی که زیرآب زنی می کنه ادعای ولایتمداری و حزب الهی بودن نمیکنه؟ پس چرا زیرآب زنی؟
میبینیم نفوذ به همین راحتیهاست و تنها یکیش دور کردن نیروهای ارزشی از هسته فکری جریان انقلابیه و بعدش تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...
پس تنها بالا رفتن از دیوار یه جایی و جایگزین کردن اون با یک ارگان ارزشی آخرین سد نفوذ نیست بلکه باید اون سازمان ارزشی رو نیز از نفوذ افراد همسو با دشمن بیمه کرد.
پ,ن : تجربه ثابت کرده در یک سازمان اون کسی که علیه یک نیروی کارآمد زیرآب زنی می کنه بی شک با کل اون سازمان دشمنی داره و اون سازمان وابسته به این انقلابه و بی شک اون فرد با کل انقلاب مشکل داره...
سلام به مخاطبین عزیز
ناخدای انقلاب در صحبت های خودشون (15 مهر 94) گفتن مذاکره با آمریکا ممنوع است به خاطر مضرات بی شماری که دارد و منفعتی که اصلاً ندارد.
مشکل کنونی کشور متأسّفانه بهخاطر وجود آدمهای بعضاً بیخیال و بعضاً سهلاندیش [است] که البتّه معدودند، اقلّیّتند؛ در مقابل انبوه عظیم جمعیّت انقلابی و آگاه و بصیر کشور چیزی نیستند امّا فعّالند: مینویسند، میگویند،تکرار میکنند؛ تکرار میکنند! دشمن هم به اینها کمک میکند.

شخصاً اعتقاد دارم که نباید هر حرفی رو به راحتی قبول کرد. به طور مثال میگن آمریکا بده. خب بله بد هست اما چرا؟ باید دنبال دلیل این حرف رفت. یکی از عادات خوب این حقیر اینه که در روز باید مسافتی حدود 45 دقیقه رو با ماشین برم و برگردم و در طول این مسیر سعی می کنم مطالعه داشته باشم.
بنده به اون هایی که علاقه دارند با آمریکا مذاکره داشته باشیم کتاب خوب و مفید نیمه پنهان آمریکا رو معرفی می کنم که از زمان کریستف کلمب تا حال حاضر به تشریح شکل گیری آمریکا و رؤسای جمهور اون می پردازه.
خوندنش رو دیروز تموم کردم و این کتاب به زیبایی توضیح میده افرادی که به آمریکا مهاجرت کردن یا پولدار بودند که برده داری می کردند یا خلافکارانی بودند که تبعید شده بودند حتی شیوه انتخاب رئیس جمهور آمریکا رو به خوبی شرح میده که اصلا مردم دخیل نیستند و راز جنگ طلبی آمریکا با شعار حقوق بشر رو به خوبی روشن می کنه مخصوصا از جنگ جهانی دوم به بعد و اصلی ترین بخش این کتاب چرایی مشکل آمریکا با انقلاب ایرانه که همه چیز رو برای همگان واضح بیان کرده.
پ,ن: علاقمندان میتونن در ایستگاه های کتاب به صورت رایگان این کتاب رو دریافت کنند و پس از مطالعه پس بدن یا اینکه فقط با 2000 تومن واریز به شماره حساب اعلام شده کتاب رو خریداری کنند.
حاج آقا می فرمایند حکم مهدی غیرقانونی و غیر شرعیه. این حرف یعنی اینکه حکم رئیس جمهوری خود آقای هاشمی هم غیرقانونی و غیر شرعی بوده چراکه در همین انقلاب با همین قانون و شرع ایشون رئیس جمهور شدن.
حاج خانم حاج آقا می فرمایند این حکم پدر سوخته بازیه و انقلاب از زندان اوین شروع شد. خب راست میگه بنده خدا اما زندانی های اون دوران که انقلاب کردند اکثر از قشر فقیر و متوسط جامعه بودن و برای حقوق قانونی خودشون زندانی شدند اما زندانی های حال حاظر اوین اکثر پولداران جامعه هستند که با اختلاس حق این ملت رو خوردن. یعنی این مختلسونی که شکمشون پر شده از جیب ملت میتونن خودشون رو یه تکونی بدن؟
برای مشاهده اندازه اصلی بر روی عکس کلیک کنید
دختر خانم حاج آقا هم همیشه موقع آشوب و فتنه یاد سبزی خریدن میفته و دست بر قضا تو محله ای که سبزی فروشی هست آشوب و بلوا هم هست. البته تازگیا لو رفته که ایشون به بهانه سبزی خریدن میرفته بیرون بلکه میخواسته بره برای آشوب گرها بستنی بخره تا توی این هوای گرم جیگرشون حال بیاد.
اما شازده پسر حاج آقا هم بنده خدا کاری نکرده یک مقدار اختلاس ناچیز چندین میلیونی و یکم شیطنت ارتشاء و یکم هم کلاهبداری یه مقداری هم رشوه گرفته نیست دستش خالی بوده گناه داشته خب. بنده خدا بی گناه و ناجوانمردانه راهی زندان شد. اصلاً آدم دلش براش کباب میشه. تازه گفته که اصولگراها باعث شدن که این حکم براش صادر بشه. نیست اصولگراها مانع زندان رفتن معاون اول احمدی نژاد شدن برا این گفته.
پ,ن : مهدی هاشمی بعد از زندانی شدن گفته "اوین چگونه روزی میزبان پدر است و روزی پسر. با این تفاوت که اوین گویا ماندگار است و از میان ما نمی رود...."
نمیدونم چرا با این حرفش بدجور یاد اسپارتاکوس افتادم. همون برده گلادیاتوری که یه روزی برای برانداختن ظلم قیام کرد و خودش شد قیصر و قیصرهای سابق رو برده کرد تا مثل گلادیاتور به جون هم بیفتن. بعضی ها هم انقلاب کردن تا به سهم خودشون از انقلاب برسند و تا کسی بهشون بگه بالاچشتون ابروهست شروع میکنن به داد و بیداد. انگار دادگاه و قانون برا مردمه نه برای این ها...
بی ربط نوشت : خدا به داد انقلابی برسه که ستونش قراره اینا باشن. به نظر شما اصلا چیزی ازون انقلاب باقی خواهد موند؟
حاجی خاطره در یکی از اظهارات خود در راستای تحقیر برخی از منتقدانش گفته : " کسانی که تا دیروز در روستاها قدم می زدند اکنون انقلابی شدند".
از آنجایی که حاج آقا خود روستا زاده هستند معبر سایبری فندرسک شعر زیبای خوشابحالت ای روستایی را تقدیم می کند به ایشان.
خوشا به حالت ای روستایی
مثل هاشمی ، چه باصفایی
خوشا به حالت ای بچه تهرون
که شاد و خرم هستی تو شمرون
در شهر ما نیست جز کرسنت و نفت
با پول پسته خاطره ها رفت
در روستا نیست شیلا و ژیلا
خوشا به حالت که داری ویلا
در روستا نیست آثاری از نفت
بی اطلاعیم پولش کجا رفت؟
در شهر ما نیست جز فقر و فریاد
خوشا به حالت که هستی آزاد
ما نان نخوردیم از سفره دین
خیری ندیدیم از آن و از این
ای کاش من هم مهدی بودم
با شادمانی پر میگشودم
میرفتم از ده به انگلستان
آنجا که دارد هور و پریان
پ,ن : دوسه بیت از شعر رو خودم نگفتم ...